حاج ملا هادي السبزواري

399

شرح مثنوى

و ناقص و بالذّات نادار است . ( ( 2333 ) ) پيچ ديگر بر چنين پيچى منه * نام دولت بر چنين هيچى منه ن 1156 19 - ك 387 2 پيچ ديگر : در مصراع اوّل ، دو « پيچ » است ، و قافيهء دوم « هيچ » . و در بعض نسخ كه عكس است ، درست نيست . و دولت با هيچ مقابله دارد . ( ( 2334 ) ) خود ندارم هيچ به سازد مرا * كه ز وهم دارمست اين صد عنا ن 1156 20 - ك 387 3 خود ندارم : لفظ « خود » ، گاه زياد كنند به جهت تزيين . يعنى اين ندارم هيچ ، اليق است از دارم ، كه عَنا و رنج از وجود داشتن خيزد . و اگر موضوعى در ميان نباشد ، عنا نيست . كه ثَبِّتِ الْعَرْشَ ثُمَّ انْقُشْ . ( ( 2336 ) ) هم در آب ديده عريان بيستم * بر در تو چون كه ديده نيستم ن 1156 22 - ك 387 4 آب ديده : نسخهء « ز آب ديده » اصح است . ( ( 2338 ) ) ور نمانم آب آبم ده ز عين * همچو عَيْنَيْنِ بنى هَطَّالَتَيْن ن 1157 2 - ك 387 5 هطَّاله : بسيار بارنده و ريزنده . ( ( 2344 ) ) اى اخى دست از دعا كردن مدار * با اجابت يا رد اويت چكار ؟ ن 1157 8 - ك 387 8 با اجابت يا رد : دعا اگر به لسان استعداد باشد ، رد نمىشود ، و بدونِ آن ، استدعا نيست . چنان كه مادهء حرفيهء اين دو قريب است . پس اگر علم مسئلت كند ولى تعب و نصب اهل علم را نمىكشد ، علم نخواسته به لسان استعداد . و از رد نبايد توانى بهم رسد . چه ، انسان همين بدن ناسوتى نيست . * ( نَسُوا الله فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ 59 : 19 ( 1 ) . بلكه انسان ملكوتى ، كه روح امرى است ، اصلِ اوست . پس اگر توسعهء ارزاق جسمانيه و صحت بدنيه خواهد ، و به حصول نپيوندد ، توسعهء ارزاق عقليّه و صحّت روحانيّه به كثرت اذكار و دعوات حاصل شده ، و از هر چه مىرود سخن دوست خوشتر است و مكالمه با او مطلوبتر . و عقل بالقوّه به معرفت او و ذكر او مصوّر شود ، اين كجا ؟ يا به صور

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء حشر ، آيهء 19 . .